سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
آیت الله جوادی آملی -
آیت الله جوادی آملی -
[ و او را از قریش پرسیدند ، فرمود : ] اما خاندان مخزوم : گل خوشبوى قریش‏اند ، دوست داریم با مردانشان سخن گفتن ، و زنانشان را به زنى گرفتن . امّا خاندان عبد شمس : در رأى دور اندیش‏ترند و در حمایت مال و فرزند نیرومندتر . لیکن ما در آنچه به دست داریم بخشنده‏تریم ، و هنگام مرگ در دادن جان جوانمردتر ، و آنان بیشتر به شمارند و فریبکارتر و زشت کردار ، و ما گشاده زبان‏تر و خیرخواه‏تر و خوبتر به دیدار . [نهج البلاغه]

سراینکه سفارش کرده اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهلیت (علیهم اسلام) تولی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبری بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منظور شود وگرنه هم اکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت کنیم. نام و یاد آنها رخت بر بسته و قبرشان نیز زباله دانی بیش نیست. الان سخن از فکر و راه یزید و یزیدیان عصر است. . .. . اکنون نیز، هم راه سالار شهیدان زنده است و هم مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد. اینکه سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نموده اند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد، خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می گرداند. چون اشک رنگ کسی را می گیرد که برای او ریخته می شود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز مید هد. از این رو انسان حسینی منش ، نه ستم می کند و نه ستم می پذیرد. اینکه عده ای به فکر ظلم کردن یا ظلم پذیری هستند برای آن است که خوی حسینی در آنها نیست وگرنه شیعه خاص حسین بن علی (علیهما السلام ) نه ظلم می کند و نه ظلم می پذیرد. آن کسی که ظلم پذیر است اموی مسلک است چنان که ظالم هم اموی صفت است ، هر چند که زمزمه ‹‹ یا حسین›› بر لب داشته باشد. و در قیامت که هر کسی را به نام زمامدارش صدا می زنند ‹‹ یوم ندعوا کل الناس با ما مهم ›› شخص ستمگر در صف امویان شرکت می کند. لذا اگر انسان بخواهد بفهمد که راهی راه حضرت حسین بن علی (علیهما السلام ) است یا راهی راه امویان ، باید ببیند که در او خوی ستم پذیری یا سلطه گری وجود دارد یا نه. اگر گرایش به این خصلت های زشت را در خود دید باید در اخلاق خود تجدید نظر کند .


 حضرت آیت الله جوادی آملی



 
نوشته شده توسط : سبحان |  چهارشنبه 17 فروردین 90  ساعت 12:1 صبح 

خط امام:از تقلید تا ولایت پذیری


سخن گفتن درباره ی شخصیت هایی که به نوبه ی خود از کمال انسانی بر خوردارند.دشوار است ولی گسترش شعاع آن شخصیت مجال واسعی برای گویندگان و نویسندگان و میدان بازی برای شنوندگان و مطالعه کنندگان قرار می دهد.گر چه مدح حضرت امام(قدس سره)وظیفه ی همه ی سالکان کوی آن حضرت بوده وبه نوبه ی خود مایه ی احیای خاطره ی گرانبار حضرتش خواهد بوداما آنچه مهم ترین، جذاب ترین و بحث انگیز ترین امر پس از رحلت امام راحل(قدس سره) تا به امروز بوده و در آ ینده خواهد بود عبارت از تبیین وظیفه ی امت اسلامی و ترسیم اصول و ارکان خط امام و تشریح ویژگی ها و شرایط ادامه دهندگان راه امام و احیا گران و تکریم کنندگان نام ویاد آن حضرت می باشد، بدین منظور (چنانکه به تفصیل خواهد آمد) باید بین « بقای بر تقلید» حضرت امام (قدس سره) و «تداوم راه» آن حضرت فرق گذاشت.


« بقای بر تقلید» یا «تداوم راه»


گفتاری از حضرت آیت الله جوادی آملی


کلمه «خط امام » بودن ، یا «ادامه دهنده ی راه امام » بودن و مانند آن ، یک سلسله واژه ها و داعیه های پر جاذبه است، ولی اگر مسئله به درستی بررسی و تحلیل شود آنگاه روشن خواهد شود که کمتر کسی به خود اجازه می دهد که بگوید من تابع خط امام هستم.


امام راحل(قدس سره) مسئولیتی به نام مرجعیت (مقام افتاء )داشت،که عصاره ی فتاوی ایشان به  صورت رساله های فارسی وعربی جلوه کرده است،که مشتمل بر کلیاتی است که دیگر فقها نیز آنها را گفته اند.


فاصله فقهی ایشان با دیگران ،خیلی نیست،واز طرفی درک آن معانی کلی نیز خیلی سخت نیست؛ لذا بقای بر تقلید در زمان ارتحال ایشان امری دشوار نخواهد بود .


اصولا بقای بر تقلید میت کاری است آسان؛ زیرا آن مرجع هم تقلید فتاوی کلی را بیان کرد و آن فتاوای کلی همواره زنده است.


اما ادامه دادن راه امام راحل(قدس سره) ادامه دادن راه یک «رهبر»و«ولی» است. کار«ولی» آن است که دستور جزئی داده و رهنمود خاص ارائه می کند.


« ولی » درباره هر کاری که باید انجام شود ، به طور روزانه تصمیم تازه می گیرد، چنانکه گاهی شهد پیروزی می نوشد گاهی نیز سم و زهر پذیرش قطعنامه را سر می کشد. کار او مقطعی، جزئی و روزانه است؛ لذا گاهی تلخ و زمانی شیرین است.


حال باید دید چه کسی می تواند بگوید:« من تابع امامم»، و پیروی خط آن حضرت به چه معنا است؟


« تابع امام » کسی است که بینشی چون امام راحل (قدس سره) داشته باشد، چنانکه اگر فهمید که امروز باید جام زهر را، گر چه تلخ است بنوشد، نکول نکند، و اگر دریافت که روز دیگر باید شهد را ، با شکر نه با فخر، بنوشد، شاکرانه قبول کند.


« بقا بر ولایت ولی »، به معنای داشتن پیوند تنگاتنگ جزئی با روح ولی و ارتباط ناگسستنی غیبی با روح اوست.


اینکه انسان به درستی فهمیده و تشخیص دهد که کجا جای فریاد است و کجا جای سکوت، و دریابد که کجا جای نوشیدن زهر و سم است و کجا جای نوشیدن شهد، کار آسانی نیست.


اینکه می بینید در طی این راه اختلافها رخنه می کند، سّرش آن است که در خطوط جزئی ، تشخیص وظیفه بسیار دشوار است.لذا اختلاف نظر در بین سالکان کوی امامت رخنه می کند؛زیرا تشخیص وظیفه، کار آسانی نیست.


اینکه دیده می شود گاهی اختلاف سلیقه جلوه می کند،برای آن است که نوشیدن «سم» کاری دشوار است.ممکن است نوشیدن «شهد» گوارا باشد، ولی نوشیدن «سم»کاری است بسیار سخت؛زیرا گذشته از این که ذائقه ها در تشخیص اختلاف دارند، در پذیرش بعد از تشخیص نیز مختلف اند،لذا روشن می شود که بقاء بر« تقلید» میتی چون امام راحل (قدس سره) آسان،ولی بقاء بر « ولایت ولای » امام کاری سخت است؛ زیرا جزئی است نه کلی، چه اینکه روزانه است نه سالانه.


لذا اقتضای آن، گاهی نوشیدن شرنگ و زمانی نوشیدن شهد می باشد.گاهی چون پذیرش قطعنامه است که سراسر وجود انسان را می سوزاند و گاهی نظیر شنیدن خبر فتح خرمشهر است که سراسر هستی انسان را مسرور می کند.


بنابراین  هرگز کسی به خود اجازه ندهد که به آسانی ببافد که : « من تابع خط امام هستم!»، مگر اینکه ولای آن حضرت را از نزدیک در جان خود احساس کند، بدین معنا که اگر به او بگویند: اکنون زمان پذیرش قطعنامه و نوشیدن شرنگ است و این زهر کشنده را باید بنوشی، دریغ نورزیده،صابرانه پذیرفته و تحمل نماید،چه اینکه اگر گفتند فتح خرمشهر و جای نوشیدن شهد است،شاکرانه قبول کند.در این صورت است که انسان می تواند مدعی پیروی از خط امام باشد.


بنابراین داعیه تابعیت خط امام و ادعای پیروی مسیر آن حضرت، از توان بسیاری از افراد عادی خارج و از تحمل آنها بیرون است.


گفتاری از حضرت آیت الله جوادی آملی



 
نوشته شده توسط : سبحان |  سه شنبه 28 دی 89  ساعت 4:56 عصر 

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
نباید...
خود را با اعیان و اشراف مقایسه نکنید
والله با پیکان
پیش بینی دقیق
فاطمه بوی بهشت می دهد
پیشرفت اقتصادی یا تکامل فرهنگی؟
یا زهرا(س) رمز زندگی ماست !
رابطه با آمریکا از نگاه حضرت امام خمینی(ره)
حریم آسمانی -بخش اول
[عناوین آرشیوشده]